جایگزین کردن کالای ساخت داخل به جای مشابه خارجی، از نظر اقتصادی امری کاملاً منطقی، موجه و بدیهی است. توجه به کالای ساخت داخل و خرید آنها به معنی پویا گردانیدن اقتصاد کشور، تقویت صنایع ملی و ایجاد اشتغال است. با ایجاد اشتغال کاهش بیکاری رخ میدهد، تزریق دریافتها به بازار، بازخورد تازهای جهت تقویت بازار، اشتغال بیشتر، کاهش فقر، جرایم و آسیبهای اجتماعی، تقویت بنیان خانواده، آرامش روحی و روانی افراد و لذا کاهش استرسهای محیطی و بیماریهای روانی و در یک جمله تقویت بهداشت روانی جامعه و سلامت اجتماعی را به بار میآورد.
تدوین سیاستها و راهبردها، تبدیل راهبردها به راه کارها از امور سیاست گذارانهای است که باید در سال اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال به آن اهتمام داشت.
قابل ذکر است برخی سیاستهای اقتصادی با ریشههای استعماری و بر اساس نظریات لیبرالیستی، ترویج کالاهای ارزان تر فارغ از محل تولید را در دستور کار قرار دادهاند که این امر به ویژه در مباحث مربوط به الحاق به سازمان تجارت جهانی به جد پیگیری میشود.
در مصرف کالای خارجی، ویژگیها و مسائلی وجود دارد که در ذهن متقاضی بهعنوان مزیت، شکل میگیرد.این مزیت بر اساس کیفیت و قیمت شکل میگیرد، بنابراین وظیفهی تولید کننده در خصوص افزایش کیفیت و وظیفهی اقتصاد کلان در خصوص کاهش و رقابتی کردن قیمت کمتر از مصرف کننده نیست.
وجود بسیاری دیگر از مزایا در کنار کیفیت و قیمت رقابتی نظیر ایجاد برندهای معتبر، ارایه خدمات پس از فروش، خدمات حمل و نقل و سهولت دسترسی به کالا و خدمات و نیز تبلیغات مناسب از آن جملهاند که ضرورت توجه جدی در سال اقتصاد مقاومتی دارند.
باید توجه داشت که عوامل دیگری نیز وجود دارد که ویژگی غیر اقتصادی دارد که میتوان به مواردی نظیر تبلیغات، برداشت عامه، مغزشویی، جاذبههای ظاهری اشاره نمود.
جا افتادن نام چند صد کالا، ابتدا از دو یا سه کشور جهان و سپس به تدریج اقلام کالایی بیشتر در سطح جامعه از چند کشور، میتواند ذهن را شرطی سازد و برای همیشه به کالای خارجی مزیتی متفاوت بخشد.از این منظرگرایش به کالاهای خارجی بخشی از جنگ مداوم اقتصادی است که در قالب بیاقبالی به کالاهای داخلی و ایجاد رکود در صنایع داخلی نمود مییابد.
در عین حال قابل ذکر است که مقابله با قاچاق کالا و مبارزه با ورود غیر مجاز کالاها تا زمانی که تقاضای داخلی وجود جدی و مؤثر دارد، بسیار دشوار و تقریبا غیر ممکن است.
بررسی پژوهشگران نشان میدهدکه در کنار انتخاب عقلانی کالای خارجی بر پایه محاسبهی مزیتها قیمت مناسب، کیفیت، طول عمر یا دوام، قطعات در دسترس، خدمات پس از فروش، تضمین و غیره انتخاب غیرعقلانی آن نیز وجود دارد. درک فرایند انتخاب غیرعقلانی نقطهی شروع جایگزین کردن کالای ساخت داخل بهجای مشابه خارجی است. برای اصلاح الگوی مصرف فعلی باید دست به دست هم بدهیم و از راه های درست وارد شویم تا تحقق کامل اهداف جهاد اقتصادی را شاهد باشیم.
پژوهش خبری //نویسنده مسئول: رضا فراوانی؛ روانشناس
قرارگاه فرهنگی اقتصاد مقاومتی